تو که از اولش جای من یکی دیگه
توی قلبت بود نگو به من تو هر کاری کردی درسته
نگو حقت بود
تو که از اسمم و عشقم و حسم و قلبم
دلتو کندی
به چشای من ساده بی کس تنها داری می خندی
همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری
بگو عاشقم نبودی تو که داری میری
به خدا همش دروغ که منو دوست داری
تو که روی قلب من اینجوری پا می ذاری
بگو این دروغ دوست داشتنی رو اینبارم
باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم
من که این همه دروغ تو رو باور کردم
یه دفعه دیگه بگو بگو که بر میگردم
تو که از اون همه حرفهایی که به تو گفتم
چیزی یادت نیست
تو که میذاری میری و من اینجا میمونم
با چشای خیس
تو ای که ازم گذشتن آسونه واست
مثل بازیچه ام
چجوری بهم می گفتی مثل قدیما
عاشقت میشم
همیشه دروغ میگفتی واسه من میمیری
بگو عاشقم نبودی تو که داری میری
به خدا همش دروغ که منو دوست داری
تو که روی قلب من این جوری پا می ذاری
بگو این دروغ دوست داشتنی رو اینبارم
باز بگو بی تو میمیرم بگو دوست دارم
من که این همه دروغ تو رو باور کردم
یه دفعه دیگه بگو بگو که بر می گردم.
در آتش رهایم ، خدا شاهد است !
به غم مبتلایم ، خدا شاهد است !
شب است و دل و بی کسی ، وای من !
به درد آشنایم ، خدا شاهد است!
برچسب:
نویسنده: حامد یزدانی
تاريخ: سه
شنبه
3 اسفند
1395 ساعت: 5:13